عز الدين حسينى زنجانى
118
شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى)
نيستند . قرآن خود را فقط براى انديشمندان با خرد سودمند مىداند ، و هم خواستههاى درونى را لازم و استفاده از آنها را با رعايت اعتدال در نظام خلقت ضرورى مىداند . عاطفهء برتر ( محبت ) در ميان عاطفهها آنچه كه برترى دارد و بسيار نيرومند است غريزهء محبت است كه نيرومند و نيروآفرين است . همان باصطلاح اكسير است كه قلبِ ماهيت مىكند . مرغ خانگى زمانى كه جوجه ندارد ، سرد و آرام ، ترسو و در برابر كوچكترين مانع مقاومتى نشان نمىدهد . ولى همين كه عاطفهء محبت ، وجودش را تسخير نمود ، حالش دگرگون مىشود . همان موجود آرام ، بال بر پشت جمع كرده و خاصيت عقاب را پيدا مىكند . بالهاى بىحركت را مانند اسلحه براى دفاع پايين مىاندازد و خشمگين و مصمم مىشود و از خود گذشتگى نشان مىدهد ؛ بلكه آهنگ صدا را عوض مىكند ؛ لحن آمرانه پيدا مىكند . آرى همان مرغ زبون كه از صدايى مىگريخت ، اكنون پيشاپيش جوجهها صميمانه به دفاع از خود و جوجهها مىپردازد . بدين سان عشق و محبت ، سست را چالاك ، و تنبل را چابك مىكند و از موجود سرد ، كانون حرارت و فعاليت مىسازد . جسم خاك از عشق پر افلاك شد * كوه در رقص آمد و چالاك شد تو مپندار كه مجنون سر خود مجنون شد * از سمك تا به سماكش كشش ليلى برد پس محبت است كه الهام بخش و قهرمان ساز و مايهء انگيزش شعلههاى نهفتهء باطن و استعدادهاى خفتهء درونى و همتانگيز و صفابخش مىباشد و چون سازندگى بر عهدهء همين محبت است حضرت صادق عليه السلام فرمود : هل الدِّينُ إلّاالحُبّ ؛ آيا دين ، جز محبت چيز ديگرى هست ؟ تعليمات اسلام و قرآن كريم هر دو نيرو را اشباع مىكند و محبت انسان با عقل و خردى كه منبع هستى است بايد برتر از همهء محبتها باشد . « قُلْ إِنْ كانَ آباؤُ كُمْ وَأَبْناؤُ كُمْ وَإِخْوانُكُمْ وَأَزْواجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَتِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَمَساكِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ